من و تنهایی


به نام خدایی كه استقلال را افرید تا پرسپولیس بی سرور نماند

سلام به همه دوستای خوبم! من فاطیما هستم و عاشق استقلالم و من قصد دارم در وبم مطالبی درباره ی استقلال بنویسم

امیدوار در وبم به شما خوش بگذره

نظر دادن وشركت در نظر سنجی یادتون نره


[ شنبه 25 خرداد 1392 ] [ 06:51 ب.ظ ] [ فاطیما ] نظـــــرات


ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ
ﯾﮑﯽ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺑﺎﺷﻪ،
ﯾﮑﯽ ﺑﺘﺮﺳﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺑﺪﻩ.
ﺳﻌﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺖ ﻧﮑﻨﻪ،
ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ …
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﯽ:ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺑﺪﻩ
ﻋﺰﯾﺰ ﺩﻟﻢ ﺭﺳﯿﺪ؟
ﻗﺸﻨﮕﻪ: ﯾﻬﻮ ﺑﻐﻠﺖ ﮐﻨﻪ،
ﯾﻬﻮ . . . ﺗﻮ ﯼ ﺟﻤﻊ .. ﺩﺭ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﮕﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ،
ﺑﮕﻪ ﮐﻪ ﺣﻮﺍﺳﻢ ﺑﻬﺖ ﻫﺴﺖ.
ﺣﺲ ﻗﺸﻨﮕﯿﻪ ﺍﺯﺕ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﻪ،ﻭﻗﺘﯽ ﺣﻖ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ …
ﺁﺭﻩ …

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ!!!



 اس ام اس عاشقانه خرداد 94 , عکس عاشقانه 94 , متن عاشقانه جدید

اس ام اس عاشقانه خرداد 94 , عکس عاشقانه 94 , متن عاشقانه جدید

هـیچ حسـے

قشنـگ تَـر از ایـن نیـست

کـﮧ وقتـے بـآهـآش قَهـرے

نصف شَـب

یهـو یـﮧ اس اَزَش میـآد

کـﮧ نوشتـﮧ :

اَصلاً مَعلـومـ هست چـرـآ ایـن وقتِ شَـب بغـَل ِ مَـن خـآلیـﮧ ؟



[ جمعه 27 آذر 1394 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ فاطیما ] نظرات

وقتــــــی

کسی به خاطر چیزهای کوچیک

از دستت عصبانی می شه و

کلا روت حســــاسه

بدون خیلی دوستت داره

به جای ناراحت بودن از دستش 
بایـــــد قدرش رو بدونی و 
درکــــــش کنی

نـــه طردش کنی ..




[ پنجشنبه 29 مرداد 1394 ] [ 01:44 ب.ظ ] [ فاطیما ] نظرات



 

در زندگی یاد گرفتم:

با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش

خوشبخت زندگی کند.

با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد

و روحم را تباه می کند.

از حسود دوری کنم چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم

باز از من بیزار خواهد بود.

و

تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم

و سه چیز را هرگز فراموش نمیکنم:

 

1) به همه نمی توانم کمک کنم.

2)همه چیز را نمی توانم عوض کنم.

3) همه مرا دوست نخواهند داشت..........!!

 

و تو قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی؛

کفش های من را بپوش و از خیابان هایی گذر کن که من کردم

اشکهایی را بریز که من ریختم

سالهایی را بگذران که من گذراندم

روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم

دوباره و دوباره برخیز و مجددا در همان راه سخت قدم

بـــــــــــــــــــزن



[ پنجشنبه 29 مرداد 1394 ] [ 01:00 ب.ظ ] [ فاطیما ] خستم خدا

قتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .

به اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .

آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت:”متشکرم”.

 

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .

تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوستش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت :”متشکرم ” .

روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت :”قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد” .

من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :”متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ” .

یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال … قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با وقار خاص و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم.

میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .

نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که “بله” رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت ” تو اومدی ؟ متشکرم”

سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه،دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود:

” تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما …. من خجالتی ام … نمی‌دونم … همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره. ….

ای کاش این کار رو کرده بودم ……………..”



[ شنبه 24 مرداد 1394 ] [ 05:22 ب.ظ ] [ فاطیما ] ای کاش ....

وقتی 15 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ...صورتت از شرم

 

 قرمز شد و سرت رو به زیر انداختی و لبخند زدی...

 

*

 

وقتی که 20 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم

 

سرت رو روی شونه هام گذاشتی و دستم رو تو دستات گرفتی انگار از

 

این که منو از دست بدی وحشت داشتی

 

*

وقتی که 25 سالت بود و من بهت گفتم که دوستت دارم ..

 

صبحانه مو آماده کردی وبرام آوردی ..پیشونیم رو بوسیدی و

 

گفتی بهتره عجله کنی ..داره دیرت می شه

 

*

 

وقتی 30 سالت شد و من بهت گفتم دوستت دارم ..بهم گفتی اگه

 

راستی راستی دوستم داری

 

.بعد از کارت زود بیا خونه

 

*

وقتی 40 ساله شدی و من بهت گفتم که دوستت دارم

 

تو داشتی میز شام رو تمیز می کردی و گفتی .باشه عزیزم ولی الان

 

وقت اینه که بری

 

تو درسها به بچه مون کمک کنی

 

*

 

وقتی که 50 سالت شد و من بهت گفتم که دوستت دارم تو همونجور که

 

 بافتنی می بافتی

 

بهم نکاه کردی و خندیدی

 

*

 

وقتی 60 سالت شد بهت گفتم که چقدر دوستت دارم و تو به من لبخند

 

 زدی...

 

*

 

وقتی که 70 ساله شدی و من بهت گفتم دوستت دارم در حالی که روی

 

صندلی راحتیمون نشسته بودیم من نامه های عاشقانه ات رو که 50

 

سال پیش برای من نوشته بودی رو می خوندم و دستامون تو دست هم

 بود

 

 

*

وقتی که 80 سالت شد ..این تو بودی که گفتی که من رو دوست داری..نتونستم چیزی بگم ..فقط اشک در چشمام جمع شد

 

اون روز بهترین روز زندگی من بود ..چون تو هم گفتی که منو دوست داری

 

 

 

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری

 

و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی

 

چون زمانی که از دستش بدی

 

مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی

 

اون دیگر صدایت را نخواهد شنید



[ شنبه 24 مرداد 1394 ] [ 05:15 ب.ظ ] [ فاطیما ] تنها


به سلامتی دختر و پسری که …

سلامتی پسری که یه روز عاشق شد. . .

سلامتی دختری که یه روزعاشق شد. . .

سلامتی پسری که اندازه یه نگاه هم به عشقش خیانت نکرد. . .

 

سلامتی دختری که هیچی کم نذاشت. . .

سلامتی عشق پاکشون. . .

سلامتی اون همه خاطره ها و شیطنت هاو دیووونه بازی های زیر بارون

قرار گذاشتن ها خیس شدن ها از سرما به خود لرزیدن ها. . .

سلامتی دوستی که زیراب پسرو به دروغ زد. . .

سلامتی دختری که حرف دوست مثل خواهرش رو باور کرد. . .

سلامتی دختری که بی خبر خطش خاموش شد. . .

سلامتی اون قسم ها اون دوست دارمهایی که هیچوقت تحویل داده نشد. . .

سلامتی پسری که هر چی قسم خورد خواهش کرد اثری نداشت. . .

سلامتی دختری که با چشم خیس به پسر گفت ازت بدم میاد. . .

سلامتی پسری که رفت خدمت تا زود برگرده و دلشو بدست بیاره بره خواستگاری. . .

سلامتی ۲۱ ماه پست دادن ها و لحظه شماری ها دور بودن ها. . .

سلامتی روزی که پسر دعوت شدبه جشن عقد عشقش. . .

سلامتی اون شب. . .

سلامتی اون دوستایی که بخاطر حال پسر بغض داشتن

اما پسر خندیدتا جشن خراب نشه. . .

سلامتی اون خنده ی زوری. . .

سلامتی عروسی که ماه شده بود. . .

سلامتی عاقدی که اومد. . .

سلامتی شناسنامه ها. . .

سلامتی بغض پسر. . .    سلامتی بار اول. . .

سلامتی بغض پسر. . .    سلامتی بار دوم. . .

سلامتی بغض پسر. . .   سلامتی بارآخر. . .

سلامتی پلاک زنجیری که پسر واسه زیر لفظی روز عقدش گرفت تو جیبش موند. . .

سلامتی زیر لفظی که یکی دیگه داد. . .

سلامتی پسری که هنوز امید داشت که به عشقش میرسه. . .

سلامتی اجازه بزرگترها. . .

سلامتی بله. . .

سلامتی بغض پسر. . .سلامتی چشم خیس دوستان. . .

سلامتی اون حلقه  که جایگزین حلقه پسر شد. . .

سلامتی ماشین عروس. . .

سلامتی سستی زانو. . .سلامتی سیاهی چشم. . .

سلامتی اون شب. . .

سلامتی پاکت سیگار و نخهایی که با نخ قبلی روشن شد. . .

سلامتی فرداش. . .

سلامتی مهمونی که دختر گرفت. . .

سلامتی دوستایی که جمع شدن. . .

سلامتی شب و روزایی که سخت گذشت. . .

سلامتی دوستی که به دختر گفت اون حرفو به دروغ گفت از رو حسادت. . .

سلامتی دختری که با تمام وجود گریه کرد. . .

سلامتی تیغی که تیز بود. . .سلامتی رگ دست. . .

سلامتی دختری که خودکشی کرد. . .

سلامتی لحظه ای که به پسر خبر دادن . . .

سلامتی ملاقات تو بیمارستان. . .

سلامتی اون ۵ و ۶ دقیقه ی تنها با دختر. . .

سلامتی اون چشمای نیمه باز خیس. . .

سلامتی شرم دختر. . .سلامتی صبر پسر. . .

سلامتی قسمهایی که پسر به دختر داد تا فراموش کنه که زندگیش خراب نشه. . .

سلامتی قسم جون پسر. . .

سلامتی قبول کردن دختر. . .

سلامتی لحظه خداحافظی. . .

 دقیقه ی تنها با دختر. . .

سلامتی اون چشمای نیمه باز خیس. . .

سلامتی شرم دختر. . .سلامتی صبر پسر. . .

سلامتی قسمهایی که پسر به دختر داد تا فراموش کنه که زندگیش خراب نشه. . .

سلامتی چشمای خیس. . .سلامتی یه عمر تنهایی. . .

سلامتی حرفایی که نمیشد گفت ولی یه متن شد. . .

سلامتی خنده هایی کودکی که توی راه بود. . .

سلامتی دختری که مادر شد. . .

سلامتی پسری که حسرت پدر بودن تا ابد به دلش موند. . .

سلامتی هق هق هایی که پست شد تا دلی آروم شه. . .

سلامتی امشب. . .

سلامتی همه ی عاشقایی که هر گز به عشقشون نرسیدن

واز دور نگران یکی یه دونه شون بودن و با بغض با سکوتشون گفتن آهای غریبه

این که دستش توی دستای تویه همه دنیای منه

خیلی مراقبش باش. . .



[ شنبه 24 مرداد 1394 ] [ 05:03 ب.ظ ] [ فاطیما ] نظرات


 
 
 
 
 
 
  
 
  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
  
 


 


[ شنبه 24 مرداد 1394 ] [ 01:59 ب.ظ ] [ فاطیما ] .

گاهی نیاز داری به یه آغوش بی منت

که تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد


که وقتی تو اوج تنهــــایـــی هســتی


با چشماش بهت بگه: هستم، تا تهش

http://www.8pic.ir/images/23460396552499759613.jpg



[ پنجشنبه 22 مرداد 1394 ] [ 03:50 ب.ظ ] [ فاطیما ] نظرات

درشادی ، درغم
درسرخوشی ، درخستگی
در..................همه حال تورا امتحان کردم 
همیشه طعم عشق میدهی
شیرین و خواستنی

بــــــ*اران



[ پنجشنبه 22 خرداد 1393 ] [ 02:50 ب.ظ ] [ فاطیما ] نظرات

من

مـــــن

به عشق تو صبح ها چشم باز میکنم

به عشق تو نفس میکشم

به عشق تو راه میـــــــروم

به عشق و با یاد تو شب ها به خواب میروم

به عشق تو زنـــــــده ام ...

مــــن

بی تــــو و عشـــــقت ..

هیــــــچـم .. هیــــــچ .. !!







گاهی

 

گاهی

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﺵ ﮐﻨﯽ

ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ

ﻧﮕﺎﻫﺶ میکنی

ﺍﺷﮑﺎﺕ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ میشه

ﺗﻮی ﺩلت میگی

ﻧﺒﺎشی

ﻣﯿﻤﯿـــــﺮﻡ

همیشه باش





[ پنجشنبه 8 خرداد 1393 ] [ 02:06 ب.ظ ] [ فاطیما ] نظرات

تعداد کل صفحات : 7 ::     1  2  3  4  5  6  7  



      قالب ساز آنلاین